تبليغاتX
▌▌ يك پسره Best▌▌
▌▌ يك پسره Best▌▌


نظر یادت نره

http://kolbe-mohammad.blogfa.com
توضيحات

سلام به كلبه ي من خوش اومدي! اينجا همه چي مي نويسم از خاطرات، از روزگار، مطلبي كه به نظرم جالب بياد و... خوش حال ميشم نظر شما رو هم بدونم...!

آمار وبلاگ

مخصوص

لیست شکلکهای یاهو
آرشيو پيوند ها

پيوندها

باران جوووون
ورود پسران ممنوع
چوب دستی جادویی
من یک دخترم
زندگی و رز سلام
سحر تنها
مطالب عاشقانه
fatim & ali reza
شیاطینCIA
هواداران ابومسلم خراسان
هواداران دو آتیشه ابومسلم خراسان
دل نوشته های یک عاشق
منیر
.::. به من سر بزن عزیزم این یه دستوره! .::.
دختران پرسپولیسی
کلبه ی تنهایی ویدا
یادداشتهای پاییزی
عشق به رنگ دریا
وبلاگ ستاره
وبلاگ سایه
سایت جالبی درباره ی ابومسلم
فریبا (اسیر سرنوشت )
شلوغ پلوق
I♥Uبا من بمان ای آشناI♥U
دختری تنها(شیما)
آرامش در دنیای کلمات
I♥Uدنیای منI♥U
عاشق تنها(معين)
حرفايه يك عاشق تنها
غمكده
.:.ღ♥ خودم و خودتღ♥ღ.:.
اعتراف عاشقانه
وبلاگ فايي و محسن= تموم زندگيم
باغ بهشت
جوك و اس ام اس باحال و عكس توپ
عشق
دختر كوچولوي تنها
سيندرلا
دخترك تنها
خانوم خوشگلا
چكاوك
وب سایت هواداران علي لهراسبي
***I L♥VE HAMED***
قاسم و اكرم وارد مي شوند
از دست رفته
♥㋡♥ my love and my live:football ♥㋡♥
دوستم فقط خداست!
ღ قطره های اشک ღ
محبوب دلها
گل مریم
پاتوق مردگان
زمزمه های تنهایی
کلبه ی خوشبختی
سرخ پوست سرخ!
برای من باش
نفرين شب
ستاره وروجك
شمس القمر (اولین سفینه معلق )
عاشق نيستم
ترس از تنهايي
حس عشق
نیمه روشن وجود
تا ابد دوست دارم
رها(درددل)
نیزبگذرد(راحله)
راه نزدیک
طراح قالب


ساعت


امکانات



جستجوگر

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت


بعد از قرنی

سلام به همگی

گفتم بعد از مدتی بیام یک پست بذارم بدونین هنوزم میام و به اینجا سر می زنم

سوار تاکسیم میگم آقا نگه دارید، میگه پیاده میشی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام باد لاستیکا رو چک کنم!

رفتم دم مغازه به یارو میگم قرص پشه داری؟ میگه واسه کشتنش میخوای؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ برا سردردش میخوام!!!

رفتم تو آپارتمان دارم گوشت قربونی بین همسایه ها پخش میکنم، یارو میپرسه نذریه؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ با خود گوسفنده مشکل داشتیم کشتیمش!!!

کمرم درد می کنه یه پارچه بستم بهش. داداشم میگه کمرت درد می کنه؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ادای داداش کایکو رو در بیارم.


داریم ۱۰ نفری بازی شبکه ای میکنیم. اومده میگه جدی حال میده؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اسکولیم! عذاب داره اما میخوایم تهذیب نفس کنیم.


تو صف پمپ گاز منتظرم تا نوبتم بشه، یارو زده به شیشه میگه آقا شما هم می‌خوای گاز بزنی‌؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ من می‌خوام لیس بزنم !

رفتم بانک پول بگیرم. کارمنده میگه پول رو میبرین؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام وایسم اینجا هر کس رقصید بریزم رو سرش شاباش بدم.

رفیقم شمارمو می خواست، گفتم: یادداشت کن ۰۹۳۲
گفت : تالیا داری؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ همراه اول شماره خالی نداشت بهم تو تالیا خط داد

رفتیم غار علیصدر، به رفیقم خفاش نشون دادم. میگه وای خفاشه؟!
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ بتمن بود. اجاره خونه گرونه اینجا سکونت دارن فعلا!!!


با دوستم سه ساعت تو صف نونوایی وایساده بودیم صف ۴۰ متری نوبتم شده. یارو میگه نون می خوای ؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ تا الان قطار بازی می کردیم واگن آخرم بودیم

رفتم نوشابه بخرم به یارو میگم اینکه تاریخش مال دو سال پیشه. میگه : یعنی فاسد شده ؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ مونده جا افتاده

دارم از گرما میمیرم، خودمو مثله چی دارم باد میزنم. بابام میاد میگه چیه ؟ گرمته ؟؟؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم حداکثر سرعت چرخش مچم رو امتحان میکنم

تو دستشویی به خواهرم میگم آفتابه رو میدی؟ میگه میخوای خودتو بشوری؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام آبش کنم بذارم تو یخچال

به یارو راننده میگم. آقا اگه میشه یکم سریعتر. الان هواپیما میپره…
میگه، به سلامتی مسافرین؟…

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ فندک هواپیما دیشب دستم جامونده، میرم بدم به رانندش

رفتم بالای برج میخواستم خودمو بندازم پایین، یارو میگه میخوای خودکشی کنی؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ببینم سرعت صفر تا صدم از این بالا تا پایین چقدر میشه، بجای پروژه بدم دانشگاه

رفیقم میگه اگه با گوشی برم تو اینترنت از شارژم کم میشه؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ از ذخیره ارزی کشورهای عضو اپک کم میشه

رفتم سم بخرم واسه سوسک، یارو میگه میخواین سریع بمیره؟!
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام شکنجش کنم ازش اعتراف بگیرم!!!

دم دستشویی عمومی واستادم تا نفر قبلی بیاد بیرون،
اومده بیرون، میبینه دارم پیچ و تاب میخورم میگه دستشویی داری؟؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم با صدای موزیکی که نواختی تمرین رقص عربی میکنم!


رفتیم رستوران، میگم ۲تا جوجه لطفا. میگه جوجه کباب؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ ازین جوجه رنگیا، یه قرمز بدین یه سبز


به اپراتور اداره میگم لطفا شماره فلانی رو برام بگیر. میگه گرفتم وصل کنم؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ فوت کن، قطع کن

زنگ زدم ۱۱۵، میگه آمبولانس میخواین قربان؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه پلیس ۱۱۰ میخوام، بقیش هم آدامس بدین!

به مامانم میگم من میرم کارواش، میگه ماشینم میبری؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم میرم اونجا دوش بگیرم


یارو اومده می‌بینه همکارم توی اتاق نیست. باز می‌پرسه خانم فلانی نیست؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ هستن. افتادن پشت اون کمد. با خط‌کش بزن در بیاد


مگس کش دستمه. مامانم میگه میخوای مگسا رو بکشی؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام رهبری ارکسترشون رو بکنم سمفونی بتهوون بزنن

حواسم نبود با صورت رفتم تو در. یارو میگه ندیدیش؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ من دارکوبم می خوام با منقار یه سوراخ برا خودم باز کنم برم تو

رفتم دکتر میگم: دو روزه بدنم خیلی درد میکنه! بعد از ۱۰ دقیقه معاینه میگه: میخوای واست دارو بنویسم؟!
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوای واسم دعا بنویس تا خوب بشم!!!

زنگ زدم میگم مامان بیا منو گرفتن … میگه خاک تو سرم, گشت ارشاد؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ مرکز نخبگان ایران

حدود ۳ صبح بود رفتم سر یخچال پارچ آب رو برداشتم آب بخورم.
دوستم بلند شده میگه می‌خوای آب بخوری ؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تو خواب یادم افتاد به گلا آب ندادم می‌خوام بهشون آب بدم

سوار تاکسیم میگم آقا نگه دارید. میگه پیاده میشی؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام باد لاستیکا رو چک کنم…!

با گل رفتم بیمارستان. نگهبان میگه گل برای مریضتون آوردین؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم خواستگاری تو با این سیبیلات…

رفتم صندلی بخرم واسه کامپیوتر. یارو گفت : راحت باشه؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ خار داشته باشه.

دارم تو حیاطمون موتورمو تعمیر میکنم به مامانم میگم دستمال بیخودی داری؟
میگه میخوای موتورتو تمیز کنی؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام هل هله کنان برم تو کوچه کردی برقصم


یه طوطی گرفتم. فامیلمون اومده میگه طوطیه؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ یا کریمه یه کم با فتوشاپ تغییرش دادم

داشتم تلویزیون میدیدم.
بعد مادر بزرگم اومده کانال رو عوض کرده بهد به من میگه داشتی میدیدی؟؟؟!!!

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم گرمش میکردم تا شما بیای ببینی!!!

رفتم واسه استخدام. یارو میگه اومدی واسه استخدام؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ببینم کی استخدام می شه ازش شیرینی بگیرم!

میگم بابا… تصمیمم رو گرفتم… می خوام زن بگیرم…
میگه میشناسیش؟ میگم آره.
میگه مجرده؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ منتظرم شوهرش رضایت نامشو امضا کنه بریم خواستگاری

دستمو بلند کردم از استاد سوال کنم.
میگه شما سوال داری؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ خواستم خطوط کف دستمو بهت نشون بدم فالمو بگیری …

رفتم پیژامه رو از کمد برداشتم پوشیدم. بابام میگه از تو کمد برداشتی؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ گذاشته بودم تو یخچال تابستونیه پیژامه تگری بپوشم خنک شم

زنگ زدم میگم مامان بیا منو گرفتن، میگه خاک تو سرم پلیس؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ مرکز نخبگان ایران!

طوطی گرفتم فامیلمون اومده میگه اااااااااااااااااااااااا طوطیه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ یا کریمه یه کم با فتوشاپ تغییرش دادم!


به رفیقم میگم شارژر سوزنی داری؟ میگه می خوای موبایلتو شارژ کنی؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام دگمه لباسمو باش بدوزم!

به رفیقم میگم چه خوب می‌شه اگه جور شه واسه جامِ جهانی‌ بتونیم بریم برزیل، میگه بریم بازیها رو ببینیم؟!
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دیوید ویا داره خداحافظی می‌کنه، اسپانیا مهاجمِ خوب می‌خواد…!!!

میگم آقا شهید همّت کجاس؟ میگه بزرگراه شهید همّت؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ می‌خواستم خودشو پیدا کنم یه خانواده‌ای رو از نگرانی در بیارم!!!

به استاد میگم لطفا کمکم کنید دارم مشروط میشم. میگه نمره میخوای؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ نظر شما رو در مورد مقدار و جنس خاکی که باید بریزم تو سرم میخوام!

سوار تاکسی شدم رسیدیم سر خیابون. گفتم مرسی. آقا می گه پیاده می شین؟
می گم پـَـَـ نــه پـَـَــــ خواستم بین مسیر یه تشکر ناغافلی کرده باشم جو از سنگینی درآد

مراقب جلسه کارت دانشجوییمو گرفته عکسمو دیده می گه خودتی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ عکس رضاخان رو گذاشتم جولو چشمام باشه


دوستم پاش تو گچه، یارو میگه شکسته؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ پاشو گچ کرده که از شهرداری عوارض نوسازی بگیره

به استاد میگم امتحان میان ترم رو بندازید عقب، میگه یعنی یه روز دیگه؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ ساعت ۲۳:۵۹:۵۹ ثانیه امشب!!!

میگه دگرگونی یعنی همون تغییرکردن و متغیر شدن؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ یعنی این گونی نه، یک گونی دیگه!

دوستم دماغشو عمل کرده، یارو بش میگه دوستت بینی عمل کرده؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشته مترو سوار میشده لای در گیــــــرکرده!

دارم حرف میزنم هی زبونم میگیره، بابام میگه:چته زبونت بند اومده؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام حرف بزنم اینجا بد آنتن میده!!!


دم کوه زنگ زدم به دوست دانشگام میگم بجنب بچه ها همه جمع شدند منتظر توایم!
میگه بچه های خودمون؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ بچه های شیرخوارگاه آمنه رو میگم که منتظرند بیای ژانگولر بازی از خودت درآری بخندند

تو یه ساختمون نیمه کاره با کلاه ایمنی وایسادم
کارگره میگه مهندس کلاه گذاشتی آجر تو سرت نخوره؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام آقای ایمنی بیاد با هم کلیپ انیمیشن بازی کنیم

برنامه آشپزی تلویزیون:
خانم آشپز: حالا سینه مونو میزاریم گرم بشه.
شجاعی مهر: منظورتون سینه مرغه؟

خانم آشپز: پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام سینه خودمو گرم کنم

در آسانسورو باز کرده کوبونده تو سر من از درد اشکم در اومده میگه آخی دردت اومد؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دیدم شب جمعه اس به یاد مرده هامون افتادم یه دیده ای تر کردم!!!

می خواستم به یکی از دوستام زنگ بزنم شمارشو یادم نمیومد به گوشی نیگا می کردم شاید یادم بیاد. بعد خواهرم اومده میگه می خوای زنگ بزنی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ با تلفن مسابقه زل زدن گذاشتیم ببینیم کی کم میاره!

پیک پیتزایی میاد در میزنه. یارو میگه پیتزا آووردی؟!؟!؟
میگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم آشغالاتونو ببرم

نصف صورتم ورم کرده رفتم دکتر، دکتره می گه آبسه کرده؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ باده اون ور صورتم خوابیده!!!

اومدم به بابام میگم بابا پول بده، میگه مگه پولات تموم شده؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ با اون یه ذره پول تو جیبی رفتم یه بنز خریدم، بقیشم گذاشتم بانک!
میگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ با اون دست فرمونت میخوای پول بنزم بهت بدم لابد؟!!!

میگم شما هم مگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ رو بلدی؟! میگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ ! فقط تو بلدی !!!


 




+ | نويسنده : IVIo|-|ammaD تاريخ : دوشنبه چهاردهم شهریور 1390 |


سال نو مبارک

سلام

دوباره اومدم تا توی سال جدید یک پست بذارم آخه اگه نیام همه می گن چقدر تنبل و بی فکره که حتی واسه عیدم نیومد یک پست بده

امیدوارم سال خوبی داشته باشین و از هر سال واستون خاطره انگیزتر و شادتر باشه!

واسه خوده من سال ۸۹ سال بدی نبود ولی این آخراش یکمی داشت بد میشد که خوشبختانه تموم شد در کل نمیشد بگی بد بود یا خوب چون یه اندازه بود واسه من بدی و خوبیاش.

امیدوارم امسال به جای بدی همش خوبی باشه. که تا الان که دو روز گذشته بد نبوده ولی نمیشه از دو روز کل سال رو پیش بینی کرد دیگه...

برای همتون آرزوی شادی و خوشبختی دارم




+ | نويسنده : IVIo|-|ammaD تاريخ : سه شنبه دوم فروردین 1390 |


خود شناسی


هیچوقت شخصیت خودت رو برای کسی تشریح نکن

چون کسی که تو رو دوست داشته باشه بهش نیازی نداره
و کسی که ازت بدش بیاد باور نمی کنه.
وقتی دائم میگی گرفتارم،
هیچ وقت آزاد نمیشی.
وقتی دائم میگی وقت ندارم،
بعد هیچوقت زمان پیدا نمی کنی.
وقتی دائم میگی فردا انجامش میدی،
اونوقت فردای تو هیچ وقت نمیاد

وقتی صبحا از خواب بیدار میشیم،
ما دوتا انتخاب داریم.
برگردیم بخوابیم و رویا ببینیم،
یا بیدار شیم و رویاهامون رو دنبال کنیم.
انتخاب با شماست...

ما کسایی که به فکرمون هستن رو به گریه می اندازیم.
ما گریه می کنیم برای کسایی که به فکرمون نیستن.
و ما به فکر کسایی هستیم که هیچوقت برامون گریه نمی کنن.
این حقیقت زندگیه. عجیبه ولی حقیقت داره.
اگه این رو بفهمی،
هیچوقت برای تغییر دیر نیست.

وقتی تو خوشی و شادی هستی عهد و پیمان نبند.
وقتی ناراحتی جواب نده.
وقتی عصبانی هستی تصمیم نگیر.
دوباره فکر کن..، عاقلانه رفتار کن.
زندگی، برگ بودن در مسیر باد نیست،
امتحان ریشه هاست.!
ریشه هم هرگز اسیر باد نیست.
زندگی چون پیچک است،
انتهایش میرسد پیشه خدا




+ | نويسنده : IVIo|-|ammaD تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم بهمن 1389 |


داستان

یک سخنران معروف در مجلسی که دویست نفر در آن حضور داشتند، یک اسکناس بیست دلاری را از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟ دست همه حاضرین بالا رفت. سخنران گفت: بسیار خوب، من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد ولی قبل از آن میخواهم کاری بکنم. و سپس در برابر نگاه‏های متعجب، اسکناس را مچاله کرد و باز پرسید: چه کسی هنوز مایل است این اسکناس را داشته باشد؟ و باز دستهای حاضرین بالا رفت. این بار مرد، اسکناس مچاله شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگد مال کرد و با کفش خود آنرا روی زمین کشید. بعد اسکناس را برداشت و پرسید: خوب، حالا چه کسی حاضر است صاحب این اسکناس شود؟ و باز دست همه بالا رفت.
سخنران گفت: دوستان، با این بلاهایی که من سر اسکناس آوردم، از ارزش اسکناس چیزی کم نشد و همه شما خواهان آن هستید. و ادامه داد: در زندگی واقعی هم همین‏طور است، ما در بسیاری موارد با تصمیماتی که میگیریم یا با مشکلاتی که روب‏رو میشویم، خم میشویم، مچاله میشویم، خاک ‏آلود میشویم و احساس میکنیم که دیگر ارزش نداریم، ولی اینگونه نیست و صرف‏نظر از اینکه چه بلایی سرمان آمده است، هرگز ارزش خود را از دست نمیدهیم و هنوز هم برای افرادی که دوستمان دارند، آدم پر ارزشی هستیم.

**************

سلام به تمام دوستان گل خودم:

بعد از مدتی خواستم با یه داستان کوتاه به روز کنم که به نظره خودم جالب بود.

و دلیل دوم اینکه اومدم کسی بود که از وقتی اومده بهم انگیزه انجام کارایی که حوصلشو نداشتم داده و همینجا جا داره که ازش تشکر کنم امیدوارم لایق اینهمه محبت و لطفش باشم

سعی می کنم از همین تعطیلات بین دو ترم استفاده کنم و چند روز یه بار پست بذارم

خوشحال میشم مثل همیشه همراهیم کنید

دگر حس شقایق را نداری ، هوای قلب عاشق را

نداری و از چشمان خونسرد تو پیداست

که دیگر حس سابق را نداری . . .




+ | نويسنده : IVIo|-|ammaD تاريخ : سه شنبه دوازدهم بهمن 1389 |


پستی دوباره

سلام به همگی

خوبید؟! چه خبر؟!

امروز توی نت به قدری بی کار بودم که گفتم بیام یه پست بذارم و برم البته حرف خاصی هم نداشتم که بذارم ولی بعضی کارا یه دفعه فازش میاد دیگه تاریخ پست قبلیم مال مهر بوده یعنی دو ماه پیش و بعضی کسایی که میان به وبلاگم سر می زنن می گن این حتما یا دیگه نمیاد به وبلاگش سر بزنه یا اینکه سر به نیست شده در صورتی که من هر روز نظرا رو چک می کنم واسه همین دیدم بد نیست که چند وقت یه بار یه تکونی به خودم بدمو حالا چه الکی چه با محتوا بذارم...

خب از همین پست بخوام شروع کنمممممممممممممم

خیلی اتفاقا توی این دو ماه افتاده ولی نمیشه همشو که گفت باید بعضی جاهاشو سانسور کرد حالا اون قسمتایی که می مونه هم چون به همونا مربوط میشه باید سانسور بشه در کل یعنی نمیشه هیچی گفت نه شوخی کردم اون قسمتای عمومی رو میشه گفت  ولی چون اتفاق زیاد افتاده نمی دونم باید از کجا شروع کنم ولی تازه ترین اتفاقی که افتاده اینه که تونستم یه سری چیزا رو کشف کنم که باعث شد زندگیم در آینده تباه نشه سر بسته گفتم چون خصوصیه گفتم که یه نصیحته بابا بزرگانه هم به همه بکنم اینه که توی چیزایی که به آیندتون مربوط میشه حسابی تحقیق کنید چون دو روز می خوان زندگی کنین البته اگه بشه گفتم زندگی بعد همونم با یه قدم کج گذاشتن به باد می دین و هیچی از زندگی نمی فهمین اون دنیام خفتتون می کنم می ندازن جهنم پس در نتیجه نه توی این دنیا خوشحال بودین نه توی اون دنیا پس پسران و دخترانه من به حرفام اهمیت بدین

خب حالا از فضا میام پایین و جوگیری رو یکم سرکوب می کنم مثلا من حرف نداشتما بازم خودش خیلی شد حالا بخوام حرف بزنم ببینین چقدر حرف میشه

خب دیگه این حرفمو می زنم واسه پایان پستم و میرم:

قدر زندگی و آیندتونو بدونید و الکی تباهش نکنید!!!




+ | نويسنده : IVIo|-|ammaD تاريخ : یکشنبه بیست و یکم آذر 1389 |


مطالب گذشته

بعد از قرنی
سال نو مبارک
خود شناسی
داستان
پستی دوباره
تعجب نکنید!
یه روز تابستونی
خسته شدم
سلام
عنوان بی عنوان
وای ببین چی شده اینجا
اومدم
ســــــــــــــــــــــــــــــــــلام
بعد از مدتی اومدم

30 کار که موقع قطع اینترنت می تونید انجام بدید!
تولد
SAD
مطالب خواندني
یک تشکر کوچوولووو

منوي اصلي

صفحه نخست
آرشيو مطالب
ايميل مدير
RSS
طراح قالب


آرشيو موضوعي

رنگارنگ
غمناک):

آرشيو ماهانه

شهریور 1390
فروردین 1390
بهمن 1389
آذر 1389
مهر 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
آذر 1388
آبان 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386